محب آی دی

یک جســــــــــــتجوی نو
محب آی دی

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام، خوش آمدید
هـــــدف این وبلاگ نمایش پژوهـــش ها، مطالعات، طــــرح ها و دغدغه های بنده در حـوزه ی طراحی صنعتی است . امید است که مخاطبان عزیز با نظــر ها، نقــــــد ها و راهنمایی هاشان، نواقص و کجروی های حقیر را در این وادی اصلاح نمایند. سعی بر این است که مطالب، مختصر، مفید، معتبر و پر محتوا باشند.
از شما عزیزان خواهشمندم که تنها نقد ها و بحث های خود را که مکمل هر مطلب است، در بخش نظرها درج نمایید و برای موارد متفرقه از کانال های ارتباطی دیگر استفاده نمائید.
Mohebdesign@gmail.com
(استفاده از مطالب مُحب آی دی با ذکر منبع مجاز می باشد.)
با تشکر/ سید محمدرضا موسوی

پیوندهای مفید برای طراحان صنعتی

محب آی دی

یک جســــــــــــتجوی نو

حکومت نامرئی طراحان، قسمت اول

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۶ ق.ظ

حکومت چیست؟ آیا چیزی غیر از حکم رانی بخشی از مردم بر تمام آن ها؟! حاکم با توسل به قوانین و چارچوب هایی که تعیین می کند بر مردم حکمرانی می کند ومردم از سر اکراه یا اشتیاق زیر پرچم او قرار می گیرند.

نمی دانم چقدر برایان تازگی دارد اما پر واضح است که در وادی طراحی و به معنای دقیق تر دیزاین (حل مسأله)  یک حکومت نا مرئی وجود دارد. به ویژه برای مردمی که مشتاق خریدند! آن ها غالبا نمی دانند که در دام تدابیر طراحان اسیر شده اند.

خریدار به فروشگاه های متنوع مراجعه می کند و در مقابل سپاه دوست داشتنی کالاها تسلیم می شود. میان ما  و سپاه محصولات دعوایی وجود ندارد که هیچ! بلکه ما بسیار ممنونیم از این حجم پاسگویی به تمنیات و هواهای درونیمان. شاید بگویید خیلی دارم تند می روم و سیاه نگاه می کنم. اما امیدواریم توفیق باشد، تا تحلیل هایی در این رابطه را مرور کنیم و اگر مایل بودید تبادل نظری داشته باشیم. یک مثال از حکمرانی های پنهان طراحان را مرور کنیم:

-          آقا این ست مبلمان چند است؟

-          قابل شما را ندارد. نه و نیم.

-          آن یکی؟

-          13 تومن!

زن با نگاهی یاس آلود چند ست دیگر را نگاه می کند و دیگر از قیمت سوالی نمی کند. از مغازه خارج می شود. هر وقت از خیابان آن مبل فروشی می گذرد. حالش بد است. چون با حقوق فعلی خود و همسرش هرگز نباید به چنین چیزی فکر کند. تازه این اول قصه است. او هنوز به این فکر نکرده که خانه ی آن ها برای قرار دادن چنین مبلمانی زیادی کوچک است. یک خانه ی شصت متری و یک مبلمان حجیم. از طرف دیگر پسرش پارسا که از قضا خیلی شلوغ است و فضای کافی برای بازی ندارد، حتما می خواهد روی آن بپر بپر کند.  اما زن همچنان در حسرت این مبلمان است وطولی نمی گذرد که به فروشگاه بعدی می رسد و حسرتی نو در دلش جوانه می زند!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی