محب آی دی

یک جســــــــــــتجوی نو
محب آی دی

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام، خوش آمدید
هـــــدف این وبلاگ نمایش پژوهـــش ها، مطالعات، طــــرح ها و دغدغه های بنده در حـوزه ی طراحی صنعتی است . امید است که مخاطبان عزیز با نظــر ها، نقــــــد ها و راهنمایی هاشان، نواقص و کجروی های حقیر را در این وادی اصلاح نمایند. سعی بر این است که مطالب، مختصر، مفید، معتبر و پر محتوا باشند.
از شما عزیزان خواهشمندم که تنها نقد ها و بحث های خود را که مکمل هر مطلب است، در بخش نظرها درج نمایید و برای موارد متفرقه از کانال های ارتباطی دیگر استفاده نمائید.
Mohebdesign@gmail.com
(استفاده از مطالب مُحب آی دی با ذکر منبع مجاز می باشد.)
با تشکر/ سید محمدرضا موسوی

پیوندهای مفید برای طراحان صنعتی

محب آی دی

یک جســــــــــــتجوی نو

حکومت نامرئی طراحان ، قسمت دوم: تکلیف طراح؟!

يكشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ق.ظ

قسمت اول "حکومت نامرئی" را به صورت یک سوال مرور کنیم: چرا باید طراحی به عنوان یکی از مهمترین حلقه های زنجیره ی تولید، به تحریص و تحریک مردم درحین خرید دامن بزنند؟

 شاید بعضی ها این نوع نگاه را نپسندند و بگویند: چرا اینقدر تاکید روی طراحان! خُب خود خریدار چشمش را باز کند و تصمیم بگیرد. این نقد تا حدی درست است. تا آنجا که ما آدمی را حی متأله بپنداریم و او را مسئول کوچکترین اعمالش بدانیم. اما از طرف دیگر وقتی به مسئولیت اجتماعی انسان می نگریم در بسیاری از مسائل اجتماعی وظایف دو جانبه است. برای مثال:

·         آدم باید مالش را سفت بچسبد. اما کسی نباید دزدی کند.

·         آدم باید چشمش را از گناهان باز دارد. اما کسی نباید با ظاهری تحریک کننده در خیابان ها بچرخد.

این دست مثال ها نشان می دهد در مواجهه ی خریدار با محصول نباید خریدار (انسان) را یک موجود بی اختیار و منفعل تلقی کرد. اما در مقابل طراحان نیز وظیفه دارند "درست" طراحی کنند. انسان که در مرتبه ی اعلای خود جانشین خداوند متعال بر زمین است نباید از پیش از تولد توسط خیل محصولات محاصره شود و در "عطشِ خریدن" خود را هلاک کند. این می شود که به آنجا می رسد که جمادات بی روح و دست بسته می شوند معنا بخشِ بخش عمده ای از زندگی وی.

واقعا چرا باید عمده ی طراحان ما سعی و هم و غمشان این باشد که مشتری با هر شرایطی، فقط و فقط محصول و طرح آن ها بپسندد و بخرد؟ بله محصول باید فروش برود تا چرخ صنعت بچرخد و وضعیت معیشتی انسان های زیادی از قِبل آن رونق گیرد. اما چرا در این داد و ستد صداقت مظلوم واقع شده است؟

یک سوال: تکلیف چیست؟ با این محاسبات نان غالب طراحان صنعتی آجر خواهد شد؟ چاره چیست؟ آیا این یک غرغر و لاف ناکارآمد و یک پز روشنفکرانه است؟ آیا این طرح مسأله یک آرمان گرایی توهمی و خارج از دسترس است؟

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی